حاج عليخان اعتماد السلطنة (حاجب الدوله)
64
سفرنامه حاج عليخان اعتماد السلطنه (فارسى)
افتاده است ، قلعهء بسيار مضبوط دارد ، از سنگ سياه ، دروازههاى عالى و كوچه بازارش جميعاً سنگ فرش ، عمارت و خانههاى بسيار منقّح دارد ، اكثر خانههاى اعاظم ، بسيار قشنگ و در طرح فرنگى است . عمارتى كه بنده را مهمان داده بودند ، خانه « يوسف افندى » گمرك « آقاسى » بود ، بسيار عمارت عالى داشت . يك غلام گرجى « رشيد آقا » نام داشت ، به اصطلاح خودشان كلوله بود ، اولاد نداشت ، براى خود اولاد قرار داده بود ، اختيار جميع خانه و ملك [ و ] زندگى و عيالش دست « رشيد آقا » بود ، جوانى بود بيست سال اگر داشت ، دايماً مشغول عيش بود ، خاصه با اهل اندرون آقاى خود . يك « كنيز يزيدى » داشت « رشيد آقا » ، در نهايت مقبولى ، با او عشقبازى مىكرد ، روزهاش را مىخورد و مىگفت من مسلمانم ! بارى از همهء خانه ، آب جارى است ، منبع آب شهرشان يك رودخانه است ، از كوه سرازير مىشود ، در پشت سر شهر واقع است . چون آب « شط » در ما بين قلعهء شهر واقع است ، آبِ « شط » شهر را نمىگيرد ، ولى آب كوه ، رودخانهاى است كه براى معبر آب كه داخل شهر مىشود ، يك راه آب ساختهاند ؛ مثل « پل خواجوى اصفهان » ، البته سيصد چشمه آن پل چوبى دارد ، از پنج فرسخى برداشتهاند آن پل را ، كه از سنگ و آهك در نهايت مضبوطى ، آب را سوار كردهاند ، داخل شهر مىشود ، و به خانهها قسمت مىشود ، آب گوارا است و موسوم به « عين على » يك مسجد دارد بسيار بزرگ ، مسمّى به « اولى جامع » ، خيلى زينت دارد ، مىتوان گفت طرح « مسجد شاه طهران » را ، از روى نقشهء آن ريختهاند ، امتيازى كه اين جامع دارد صحنش وسيعتر ، و ديوارهاى آن از سنگ سياه تراشيده ، و تماماً منبّت كارى است ، و زير طرّه ديوارهاى صحن را ، در پهنى نيم ذرع ، از مرمر سفيد بالا برده و سى جزو قرآن را به تمامه ، به « خط كوفى طغرائى » « 1 » ، در يك وضع روحافزا ، در روى همان مرمرها ، به طور حاشيه نوشته و حجارى كردهاند .
--> ( 1 ) - طغرى چند خط منحنى تو در تو را گويند كه اسم شخص در داخل آن خطوط گنجانده شود بيشتر درروى مسكوكات يا مهر اسم نقش مىكنند .